امروز با مرضیه(دختر خالم)و دوستش قرار گذاشتیم بریم دهکده البته همراه دخترامون.....

نهارمونو تو مترو خوردیم و داخل دهکده مهد داشت و فاطیما و سارا رو مهد گذاشتیم و رفتیم سراغ بازیهای آبی .....

مائده و دوست مرضیه و دخترش با هم بودن و من و مرضیه با هم.

نیم ساعت یک بار هم می رفتیم به بچه ها سر می زدیم فاطیما دوست پیدا کرده بود و بازی می کرد ولی سارا خیلی بیقراری می کرد


اصلا بردن بچه ها به دهکده اشتباه بود چون هم پول بلیط رو کامل برای بچه ها هم دادیم و هم اینکه خیلی اذیت شدیم ولی تصمیم گرفتیم سری بعد هم صبح زود بریم و هم بچه ها رو نیاریم امروز فقط تونستیم یه دور تو رود خونه بزنیم چاله فضایی و آبشار رو بریم و آخر سر هم لب ساحل.......

سری بعد من و مرضیه و مامان زهرا رفتیم فاطیما موند پیش دایی مهدی و سارا هم پیش باباش مونده بود خیلی بهمون خوش گذشت ....سینما 6بعدی رفتیم-تونل مرگ-چاله فضایی -یو-و همه بازیهای آبی رو و نهار هم همون جا خوردیم وشب ساعت 10 رسیدیم خونه فاطیما کلی دلش برام تنگ شده بود ظهر بابا وحید رفته بود دنبالش و آورده بود خونه خودمون شام خوردیم و خوابیدیم