امروز عمو سعید و زن عمو به مکه رفتن و قرار شد علی و فاطمه 2روز در هفته خونه ما باشن فاطیما از اینکه علی و فاطیما خونمون بودن خیلی ذوق می کردو وقتی صبح به مدرسه می رفتن می گفت منم می خوام برم مدرسه

چند وقت پیش هم که خونه عزیز اینا بودیم عمه سهیلا می گفت:فاطیما عمو سعید مال منه فاطیما می گفت :نه مینی من(مال من)دوباره عمه میگفت نه مال منه و فاطیما حرص می خورد و می گفت نه مینی من

خلاصه عمه هم دست بردار نبودکلافه دوباره گفت پس بابا وحید مال منه وفاطیما می گفت نه مینی من بعد عمه گفت پس مامانی مال منه فاطیما کمی فکر کرد متفکرگفت نه عمو سعید مینی تو مامان و بابا مینی من و همه زدن زیر خنده و من از استدلال فاطیما خیلی خوشم اومدتشویقدیگه چکار میشه کرد دختر خودمه دیگهچشمک