چند روزی به 13بدر نمانده که منو فاطیما همراه مامان زهرا و بابایی و دایی امیر و دایی مهدی راهی اصفهان شدیم بابا وحید چون می خواست درس بخونه نیومد 

شب حرکت کردیم صبح ساعت 6بود که به منزل مادر بزرگم رسیدیم که متاسفانه چون پدرم هماهنگ نکرده بود منزل نبودند و به تهران اومده بودند .

یکی از عمه هام خونه مادر بزرگم بود چون خیلی خسته بودیم خوابیدیم و سرظهر بیدار شدیم عمه ام شوهرشو برده بود دکتر ما هم برای نهار رفتیم بیرون بریونی خوردیم و چون بدون مادر بزرگم خونشون لطفی نداشت تصمیم گرفتیم برگردیم.


سر راه (کاشان)زیارت آقا علی عباس رفتیم 

 

البته داخل فراموش کردم عکس بگیرم تو راه برگشتیم

بعد هم به قم رفتیم زیارت حضرت معصومه و خیلی حیف شد یادم رفته عکس بگیرم و توی این مسئله واقعا ضعیفم.